اقتصاد سیاسیاقتصاد مقاومتیاقتصادی

نقش گفتمان درسلسله مراتب قدرت

رهبری ابزار اجرایی ندارند. ایشان میخواهند عقول مردم کامل شود. فلسفه رسالت برای این است که مردم درک و فهم بالایی پیدا کنند. ابزار رهبری، گفتمانی است اگر توانست یک نظام معنایی را شکل دهد که مردم براساس آن مطالبه کنند، خواست ایشان محقق شده است. به عنوان مثال، یک پدیده اتفاق می افتد و ما می گوییم “بیداری اسلامی” و یک عده ی دیگر میگویند “بهار عربی”. مردم در کشورهای عربی قیام کردند. اینها چه تفاوتی با هم دارند؟ اگر ما این واژه را جا بندازیم چه میشود و اگر آنها واژه ی خود را جا بندازند چه میشود؟ چرا بین این ها تفاوت وجود دارد؟ چرا اصرار داریم کلید واژه ی خود را بیاریم؟ چون یک دال و مدلولی اتفاق می افتد، شما یک کلمه ای میشنوید ولی پشت آن مفاهیمی وجود دارد.
وقتی میگوییم بیداری اسلامی یعنی مردم نسبت به اسلام متحجر که خلفا در منطقه نسبت به این اسلام حرف دارند و اسلام واقعی را دنبال میکنند و میخواهند اسلام واقعی روی کار آید.
اگر حرف ما جا بیفتد، فردی که روی کار بیاید و ادعای حکومت میکند باید استکبارستیز باشد. ولی آنها که بهار عربی را دنبال می کنند، از حکومت پادشاهی خسته شدند و دنبال دموکراسی و آزادی هستند و فرد غربی مدنظرشان است. این دو واژه دو حکومت مختلف روی کار می آورند. کنش ما طبق آن صورت می گیرد.
گفتمان در سلسله مراتب قدرت نقش دارد. وقتی توانستید واژه شهادت را بین مردم جا بیندازید، امام فرمودند: این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. زیرا پیام اسلام پای منبر در محرم و صفر منتقل می¬شود. سمبل اسلام، سیدالشهدا بوده با شعار “هیهات منا الذله”.
امام خمینی(ره) فرمودند: گریه بر امام حسین(ع)، گریه سیاسی است. امام زمان(عج) می آید و میگوید انتقام خون سیدالشهدا را می-گیرم. کسی آمد و از ۱۴۰۰ عزاداری بر سیدالشهدا این امر را جا انداخت که اگر مقابل ظلم ایستادی و کف خیابان کشته شدی، شهید هستی. برداشت مردم از شهید، هم نشینی با سیدالشهدا است. امام خمینی(ره)، وارث ۱۴۰۰ سال تلاش علما است. وقتی دال مرکزی شهادت طلبی شد، ۳۰ میلیون مردم حاضرند جان دهند. هر کس گفتمان خود را جا بیندازد برنده است.
سال ۸۸ ، دو گفتمان داشتیم:


گروه اول: تقلب شده و کشور دچار بحران است. باید بریزید خیابان و شعار “مرگ بر اصل ولایت فقیه” داده، آزادی زندانیان سیاسی، ابطال انتخابات، انحلال دولت.
گروه دوم: فتنه رخ داده است. بصیرت، مُر قانون، مرزبندی، خواص بی بصیرت.
در شروع فرایند تبلیغات سال ۸۸، هر کس نیم ساعت در برنامه ضبط شده، صحبت میکرد. میرحسین موسوی چند کلید واژه داشت: مردم حق دارند، وقتی گرسنه در کشور داریم چرا باید خرج مردم و جنگ لبنان کنیم؟
در نماز جمعه بعد انتخابات شعار “نه عزه نه لبنان جانم فدای ایران” میدهند.
گروه اول نتوانستند تقلب را اثبات کنند. گفتند منظور ما از تقلب تدلیس سیستماتیک بود. یعنی گروه مقابل گفتند ما به شما یارانه دادیم اگر دولت عوض شود، یارانه قطع میشود. ما به شما سهمیه بنزین دادیم و اگر دولت عوض شود سهمیه بنزین قطع میشود. مردم را به صورت سیستماتیک فریب دادند. ناخودآگاه مردم به گروه مقابل رأی میدهند.
خوب اگر تدلیس سیستماتیک رخ داده چرا در انتخابات شرکت کردید؟
رهبری میگویند: این سخن شما ظلم بزرگی بوده است.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + 10 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن