فرهنگی - اجتماعینقد فیلم

نقد و بررسی انیمه ی ” when marnie was there “

در معرفی فیلم این هفته به سراغ انیمه ی جذاب و خوش ساخت وقتی مارنی آنجا بود محصول سال ۲۰۱۴ استدیوی معروف ژاپنی گیلبی خواهیم رفت که در سال پخش خود نگاه هارا به خود جلب کرد و توانست همانطور که انتظار می رفت راه خود را تا نامزدی هشتاد و هشتمین دوره جوایز آکادمی اسکار در بخش “بهترین انیمیشن ” باز کند . این فیلم که اثر کارگردان مطرح ژاپنی “Hiromasa Yonebayashi”  است اقتباسی از رمانی به همین نام به نویسندگی “جان جی رابینسون “می باشد.

انیمه ی ۱۰۸ دقیقه ای “وقتی مارنی آنجا بود”   توانست در دوران اکران جهانی خود فروشی بالغ بر ۴۰ میلیون دلار را پشت سر گزارد هرچند که سهم فروش این فیلم در آمریکا تنها ۷۰۰ هزار دلار بود. امتیاز این فیلم در سایت imdb  امتیاز ۷٫۷ می باشد و نقدهای بسیار مثبتی از منتقدین این صنعت دریافت کرده است . مجله ی ورایتی در ستایش این انیمیشن می گوید : یک انیمیشن پویا , جذاب و قشنگ در مورد دختری گوشه گیر و مغرور .

“when marnie was there ” تصویرگر خودباختگی مادران و روایت گر دختر یتیمی به نام آناست که از بیماری آسم و افسردگی رنج می برد او که همیشه از نداشتنن والدین مغموم است با مادر خوانده خود زندگی میکند و برای بهبود جسمی و روحی به روستای مادری خود بازمیگردد. آنا که بسیار خجالتی و مرموز است با دختری عجیب تر از خود آشنا شده  و در ادامه به رازهایی در مورد والدین واقعی خود پی می برد.

تماشای فیلم از ابتدا حس یک انیمیشن کلاسیک ژاپنی را به بیننده القا می کندد این حس در ادامه به یک داستان مرموز تبدیل شده و تقریبا تا پایان فیلم همراه شما خواهد بود و در پایان داستان است که غم عظیمی که حاصل دراماتیک بودن است به قلب شما رسوخ خواهد کرد هرچند اینگونه بنطر نمیرسد که قصد خالق داستان از ابتدا به گریه  در آوردن شما باشد حقیقتا داستان آنچنان حقیقی و دردناک است که شمارا به غمی مقدس فرو خواهد برد . غمی که جنس آن نه منشا مادی دارد بلکه سرچشمه اش وجود زخم خورده ی مادران است که در تمام دوران ها منیت خود را در شکل گیری فرزند خود حل کرده و در خلال زندگی روزمره به چشم بسیاری نامرئی می شوند, اما پوچی و فاجعه ی اصلی زمانی رخ می دهد که دیگر شمع وجود این فرشته ی زمینی خاموش گشته است.

نکته ی قابل توجه در پایان فیلم ترانه ی بسیار زیبای fine on the outside است که نویسنده در مورد آن می گوید : من ترانه را در سال ۲۰۰۵ نوشتم اما احساس کردم بسیار شخصی است پس آن را منتشر نکردم تا زمانی که متوجه ساخت این فیلم شدم پس از خواندن کتاب آن ، درک بسیار قویی از شخصیت اصلی آن , آنا یافتم و تصمیم گرفتم تا این ترانه را برای سازندگان فیلم ارسال کنم این ترانه سرانجام توسط کارگردان و استدیوی گیلبی به عنوان تم اصلی فیلم انتخاب شد.

نوشته شده توسط زهرا حق پرست

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × چهار =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن