فرهنگی - اجتماعی

دولت امید،نا امیدمان نکن🔑

انگار همین چند روز پیش بود ک باکری،همت،بروجردی و… چنان با شور و شعف آماده جنگ بودند که اگر کسی نمیدانست اینها چکار میکنند گمان میکرد ک برای عروسی در تلاشند. آن طرف تر رفقای جبهه میدانستتد ک حماسه ای در راه است و اینان عاشقان سرسپرده ای بودند ک برای این خاک عاشقانه جان خواهند داد و چه زیبا و مردانه برای سربلندی ایران ،ترانه عشق سر داده و پای سرو تنومند ایستاده ب شهادت رسیدند.
اما اکنون….
شرم آور نیست ک امروز ب جای اینان کسانی نشسته اند ک سبب گشته ما در بدترین شرایط سیاسی و اقتصادی بسر بریم؟؟؟
🔴چگونه شد ک بسیاری از فارغ التحصیلان و حتی نخبه های دانشگاه های معتبر در مشاغل غیر مرتبط و اسنپ ها مشغول ب کار شده اند؟؟این خط بطلانی بر سالها تحصیل و کسب تخصص توسط این افراد نیست؟؟؟
🔴چه شد ک ارزش پولی ما کمتر از کشور های همسایه ای شد ک حتی قدمتشان ب اصالت دیرینه و چندین ساله ی ما قد نمیدهد؟؟که نرخ دلار و سکه نه حتی روز ب روز بلکه ساعتی تغییر میکند.
🔴چه شد ک اختلاس گران از سهمیه ی این مملکت میلیارد ها پول ب جیب زدند و در آخر برای حفظ حرمت و آبرویشان با نام اختصاری “ب-ز” معرفی شدند در حالیکه صدها زوج جوان برای دریافت وام ده میلیون تومانی مدام در حال درجا زدن هستند؟؟؟
چ کردیم با خودمان؟؟
چگونه فرصت کردیم ب این نقطه از نابسامانی برسیم؟؟
تا کی قرار است قشر تحصیل کرده و دانشجو سکوت کند؟؟یا اینکه از شرایطمان طنز و جوک بسازد و ب این اوضاع زهر خند بزند؟؟
مگر نه اینکه حق گرفتنی است؟
مگر نه اینکه ما باید جا پای باکری ها بگذاریم؟
باور کنین نظم مالی و شفافیت و نظارت در هیچ جای اقتصاد ایران مشاهده نمیشود باید فکری ب حال “ایران زخمیمان” بکنیم 😔🇮🇷

نوشته معصومه نعمت اللهی

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 5 =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن